به گزارش مفدامشهد، فاطمه مرادی کارشناس اداره مشاوره و سلامت روان، در خصوص مهارت های زندگی در زندگی قرنطیه بخش دوم یادداشت خود را منتشر کرد.
در بخش اول مطلب تقویت مهارتهای زندگی در زندگی قرنطینه به اهمیت و لزوم به کارگیری ارتباط موثر و سازنده اشاره کردیم و با موانعی که به این منجر می شود که ارتباط بصورت سازنده و درست پیش نرود ، آشنا شدیم .در این بخش قصد داریم با چگونگی ایجاد شرایط برای انجام یک گفتگوی همدلانه بپردازیم.
بخش دوم:
بحثم را با تعریف همدلی شروع می کنم . همدلی کردن، یعنی نگاه کردن به پدیده های اطرافمان از زاویه ذهن دیگران. اینکه بتوانیم خود را به جای دیگران بگذاریم و با توجه به شرایط ، منابع و محدودیت های آنان به موضوعات و اتفاقات نگاه کنیم . بر اساس این تعریف برای ایجاد یک ارتباط و گفتگوی همدلانه ، ابتدا باید موانع ارتباطی را از ارتباطمان حذف کنیم . قضاوت کردن ، سرزنش کردن ، غرغر کردن ، تهدید کردن ، تحقیر کردن ، کوچک شمردن مشکل و بقیه موانع ارتباطی که در مبحث قبلی به آن پرداختیم مانع ایجاد فضایی امن برای یک گفتگوی موثر و سازنده خواهند بود .همدلی کردن سطوح مختلفی دارد در اولین سطح از همدلی ، فقط کافی است، مخاطبمان را بشنویم .شنیدن فعالانه و همراه با توجه .در این نوع شنیدن ، صحبتهای طرف مقابل را قطع نمی کنیم ، سریع راه حل ارایه نمی دهیم ، با غیر کلاممان با احساسات او همراه می شویم .به گونه ای که طرف مقابل رد پای احساسات خود را در چهره ما ببیند. سطح بعدی همدلی کردن شامل انعکاس احساساتی است که از پس حرفهای مخاطبمان شنیده ایم با همان عباراتی که خودش بیان میکند . در سطح سوم همدلی کردن علاوه بر انعکاس احساسات ،اگر برایمان مقدور بود دلیلی که چنین احساسی را تجربه می کند را نیز بیان می کنیم .
آنچه در همدلی کردن مهم است این است که بتوانیم با درک احساس طرف مقابل ، با او همراه شویم و این همراهی الزاما به معنی تایید طرف مقابل نیست .ما فقط به اونشان می دهیم که متوجه احساسی که تجربه می کند، هستیم اگر این اتفاق رخ دهد و طرف مقابل درک شود بعد از آن اگر پیشنهاد یا راه حلی که به ذهنمان می رسد را ، ارایه کنیم با پذیرش بیشتری همراه خواهد بود.اما اگر زود هنگام و بدون درک احساس مخاطبمان به او راه حل ارایه دهیم، ممکن است با توجیه کردن یا مقاومت وی در خصوص فکر کردن در مورد پیشنهاداتمان مواجه شویم .
به منظور روشن تر شدن بحث گفتگوی موثر و همدلانه، در ادامه با چند مثال مبحثم را به پایان میرسانم.
۱_ فرض کنیم این روزها که فرزندان بیشتر در خانه حضور دارند ، مصرف اینترنت بسیار بیشتر از حد توافق شده با آنها ، باشد .در یک گفتگوی ناکارآمد از چنین عباراتی استفاده می شود : چرا رعایت نمی کنید ؟ (سرزنش کردن) ، بچه های فلانی رو نگاه کنین (مقایسه کردن )، اصلا از فردا دیگه اینترنت رو شارژ نمی کنم (قهر کردن )
اما در یک گفتگوی موثر ، بحث را به این صورت پیش میبریم: متوجه شدم این ماه مصرف اینترنت بیشتر از حدی بوده که قبلا با هم در موردش به توافق رسیدیم ، آیا کار جدیدی پیش آمده که برایش برنامه ریزی نکردیم (بدون قضاوت کردن ابتدا علت را بررسی می کنیم )، متوجهم که گاها دوست داریم دایم از فضای مجازی استفاده کنیم که جذابیتهای خاص خودش را دارد (درک هیجانات مخاطب)، اما در موردش به توافقی رسیدیم و خوشحال میشم که به توافقمون پایبند باشیم .
۲_ فرض کنیم یکی از دوستان شما دچار مشکل مالی شده و با شما صحبت می کند ، گفتگوی غیر همدلانه اینگونه است : چیزی نیست ، نگران نباش (کوچک کردن مشکل ) اما در گفتگوی همدلانه ابتدا به احساسی که تجربه می کند اشاره می کنیم ،میفهمم که از این قضییه ناراحتی و نگران ، با توجه شرایط فعلی زندگی ، چنین تجربه و شکستی سخت است (درک احساسات مخاطب که فاز اول و مهم در همدلی کردن است )، تا حالا چه اقداماتی کرده ای ؟ (ورود به فاز دوم همدلی کردن یعنی شناخت یا به تعبیر دیگر دنبال راه حل گشتن ) می توانیم از این منابع کمک بگیریم و ....
۳_ در این مثال قصد دارم نشان دهم که همدلی کردن به معنای تایید رفتارهای طرف مقابل نیست .فرض کنید یکی از اطرافیان شما بخاطر مشکلات متعددی که تجربه می کند، به رفتار نا سالمی چون مصرف مواد روی آورده است .یک گفتگوی غیر همدلانه این خواهد بود : چرا این کار رو انجام دادی ؟ اصلا به خانواده ات فکر کردی؟ ....
اما در یک گفتگوی همدلانه اینطور بحث را ادامه می دهیم : متوجهم بخاطر مشکلاتی که گفته ای چقد تحت فشار هستی ، اینقدر اذیت بودی که برای اروم کردن خودت چنین رفتاری رو انجام دادی ، ازینکه در چنین شرایطی هستی ناراحت شدم ، (درک احساسات طرف مقابل )، موافقی با هم ، همفکری کنیم ببینیم چه کارهایی می شود انجام داد؟ خیلی خوشحال میشم بتونم در کنارت باشم و ببینیم چه اقدامات موثری می توانیم انجام بدهیم.
در خاتمه این مطلب کتابی را خدمتتان معرفی می کنم؛
معرفی کتاب
با توجه به اهمیت بحث ارتباط موثر و سازنده که در مطالب قبلی به آن پرداختیم و اینکه ارتباط موثر و عمیق زوجین با همدیگر نقش مهم و بسزایی در ایجاد شرایط امن و مطلوب را در خانواده ایفا می کند و همچنین در پی انتشار مطلبی از سوی همکارمان که در آن خاطر نشان شده بود : احتمال افزایش تنش در روابط زوجین در شرایط قرنطینه افزایش خواهد یافت ، در ادامه کتابی را معرفی می نماییم که مطالعه همزمان ان توسط زوجین به انها کمک خوبی می دهد تا کیفیت روابطشان را بهبود و ارتقا دهند.
«محکم در آغوشم بگیر» ترجمه سمانه پرهیزکاری ، کتابی از دکتر سو جانسن، روانشناس و مدیر موسسه زوج و خانواده اتاوا برای زندگی کردن با عشق است. جانسون این اثر را برای همه زوجها نوشته است، چه آنها که در شرف ازدواجاند، چه آنها که به تازگی ازدواج کردهاند، چه آنها که چند سال از زندگیشان میگذرد و چه پدربزرگ و مادربزرگها.
آنچه جانسون در این کتاب میگوید برای هر دو جنس است و برای تمامی فرهنگها.
این کتاب به سه بخش تقسیم شده است:
بخش اول به ماهیت عشق میپردازد و توضیح میدهد که چه میشود که ما به رغم پیوند عمیقی که با دیگری برقرار میکنیم و با تمام خوشنیتی و تفکرات مثبت به سمت از دست دادن عشقمان پیش میرویم. این بخش همچنین مجموعه تحلیلهای تحقیقات اخیر درباره روابط نزدیک عاشقانه است.
بخش دوم کتاب بسیار سرراست است. در این بخش جانسون هفت مکالمه را معرفی کرده است که لحظههای سرنوشتساز یک رابطه عاشقانه را میسازند. او شما را راهنمایی میکند که چطور این لحظات را در زندگیتان شکل دهید و پربار سازید.
بخش سوم و انتهایی کتاب نیز قدرت عشق را خطاب قرار میدهد. عشق توانایی بزرگی برای کمک به درمان زخمهای روحی ویرانگر است که زندگی گاهی به ما میزند.
این کتاب برای کسانی است که میخواهند ارتباط معنیدار و سازندهای را با همسر خود برقرار کنند؛ زوجهایی که میخواهند رابطهی هماهنگ و سازگاری داشته باشند و دوباره محکمتر از قبل با هم باشند .
ارسال نظر